میلاد بانوی قم و قیام

حاج ناصر. ض:

طور تجلای من سینه ی سینای قم               قبله ی حاجات من بقعه ی زیبای قم

دست من و دامنت عمه ی ابن الرضا              کریمه ی اهل بیت حضرت زهرای قم 

سجاد. ن:

خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه           نور باران گشته شهرم از جمال فاطمه

گرچه شهرقم بودگنجینه ی علم و ادب          قطره ای باشد ز دریای کمال فاطمه

جواد. د:

            ای دختر و خواهر       ولایت           آیینه ی مادر ولایت

            بر ارض و سما ملیکه در قم           آرام دل امام هفتم

          معصومه به کنیه و به عصمت          افتاده به خاک پایت عفت

                گفتند و شنیده اند زآغاز           کز قم به جنان دری شود باز 

                 حاجت نبود مرا برآن در            قم باشدم از بهشت بهتر

       قم قبله ی خازن بهشت است           اینجا سخن از بهشت زشت است

مهدی. ر:

     ذیقعده شد و صفای ایران آمد            بر مشهد و قم دو گنج پنهان آمد

    در روز یکم کریمه ی اهل البیت           در یازدهم شاه خراسان آمد

حاج محسن. ر:

من کیستم که وصف فضل و حسن معصومه کنم

ترا همین اشاره بس چراغ راه فقهاست

هفته ی دفاع مقدس

حاج محسن . ر:

شاهدی غائب تر از من نیست کس

 دیده ام پرواز انسان از قفس

        در قفس بودم که هم رازم پرید     

 رفت او من ماندم و زندان نفس

بستاک :

در جوار شهدای بازی دراز دعاگوی شما هستم

حاج احمد . س:

یاد باد آن روزگاران یاد باد

حیدر خان:

من ماندم و گوشه ی دلی تنگ

با دفتر خاطراتی از جنگ

ای جنگ چه شد که قهر کردی

در کام امام   زهر کردی

   ای مرز میان مرد و نامرد 

  گر مرد رهی دو باره برگرد

محمد . ن:

کاش می شد بچه ها را جمع کرد

     سنگر آن روزها را گرم کرد

کاش می شد بار دیگر جبهه رفت

      جنگ عشقی کرد و تیری خورد و رفت

صادقی(فرزند شهید)

مرا اینگونه باورکن

کمی تنها کمی خسته کمی از یادها رفته  خدا هم ترک ما کرده

نمی دانم

مرا شاید گناهی هست؟!

دعایم کن دعایم کن

حاج سعید . ع:

ما آمده بودیم که مردانه بمیریم 

در پیچ وخم جنگ دلیرانه بمیریم

آنجا که جنون حاکم بی چون و چرا بود

شوریده و شیدایی و  مستانه بمیریم

سخت است در این شهر که دربین رفیقان

اینگونه پریشان و غریبانه بمیریم

مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید

خونین کفن و شاد و شهیدانه بمیریم

چشمه ق:

آرزومان   کربلا بود         و نجف

جان و سر دادیم در راه هدف

چفیه هامان رنگ و بوی یاس داشت

رنگ و بوی بیرق عباس داشت

یاد شبهایی که ما بودیم    و مین

جستجوی مرگ در زیر زمین

همدم شبهایمان  سجاده بود

حمله کردن خط شکستن ساده بود

حسرت رفتن در این دل  مانده است

دست و پایم سخت در گل مانده است

عاشقان رفتند و     ما جا مانده ایم

زیر بار غصه ها وا مانده ایم

اسدالله . ت:

خدایا

سهم ما از جنگ به غنیمت گرفتن دوستانی خوب به مثابه فرشتگان آسمانت بود!

علیرضا . ک:

درود خداوند بر یادگاران پنهان آن روزگاران

اصغر . م:

خداوندا

این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن!

مصطفی . م:

ساقی جبهه سبو بر لب هر مست نداد

نوبت ما که رسید میکده را بست نداد

حال خوش بود کنار شهدا        آه دریغ!

بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد

 علی . م و:

جبهه جای عاشقان پاک بود

جبهه جای آشتی با خاک بود

جبهه یعنی سینه چاکان بلا

جبهه یعنی کربلا در کربلا

رضا . ن:

خون دل  خوردن از خون دادن سختر است

فرامرز:

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم

اگر خنجر دوستان گرده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سر بلند و سری سر به زیر

از این دست عمری بسر برده ایم

حاج حسن . س:

سلام بر آنهایی که

از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم

قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم

به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم

سلام بر آنهایی که

رفتند تا بمانند و نامندندتا بمیرند و زندگی سگی داشته باشند

هفته دفاع مقدس چقدر دردناکه!؟

علی زاده:

یادگار از پدرم کهنه تفنگی باقیست

و لباسی که برآن زخم فشنگی باقیست

یادگار پدرم    دوش به من می نالید

که از این قصه فقط هفته ی جنگی باقیست

حاج داود . ر:

شهیدان زنده اند اما که افسوس

علم بگرفته اند این جمع سالوس

                خداوندا  اگر بستی در باغ شهادت                

دگر مپسند میدان داری اهل شقاوت

اللهم النصر من نصرالحق

والخذل من خذل الحق

و الحقنی بالشهداء

مهدی . ر:

شهادت گذشتن از جان است برای حق و حقیقت

و ای بسا ایامی که گذشتن آبرو و مقام و...سخت تر ازآن باشد

ای بسا بسیاری از شهدا غبطه آزادگی رادمردان امروز را برند

بر تمامی حق پرستان درور

محمد . د:

امام علی (ع) فرمود:

ثبات الدول باقامة سنن العدل

ثبات و دوام دولت ها به برپا داشتن راه و رسم عدالت است و دادگری (منبع:غررالحکم)

م . ط:

خوشا روزی که گرم جنگ بودیم 

میان رنگ ها بی رنگ بودیم

دل هرکس شهادت را طلب داشت

حدیث عشق و مستی را به لب داشت

خوشا تنهایی شبهای سنگر

که دل بود و تمنا بود و دلبر

ط ط:

اینک که شهر شعله ور بی خیالی است

جان برادران غیورم چه خالی است

جای برادران غیوری که بعدشان

این شهر محاصره در خشکسالی است

خ . م:

ردپای دزد دهکده روی برف چقدر شبیه چکمه های کدخداست

هفته ی اختلاس مبارک باد